شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خبری ز هیچ قاصد زه دیار من نیامدچه سیاه نامه بیکی که ز یار من نیامد
۲
از ازل که رفت قسمت غم و شادی ای به هر کسغم بار جز نصیبه دل زار من نیامد
۳
همه روز بر رخ از گریه چه سود در غلطانکه شب آن دری که غلط بکنار من نیامد
۴
بشمار زلف گفتم ز لب تو بوسه گیرمچکنم که عقد زلفت بشمار من نیامد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth