شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل گرمم ز تو بر آتش غم سوخته بادآتش عشق تو در جان من افروخته باد
۲
جان که خو کرده به تشریف جفاهای تو بودچون تو رفتی به بلاهای تو آموخته باد
۳
جگر خسته ز پیکان تو گر پاره شودهم از آن کیش به یک تیر دگر دوخته باد
۴
چون نظر دوخت به هر تیر تو چشم آن همه تیریک به یک، در نظر دوخته اندوخته باد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth