شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذکر مه کردم شبی روی توام آمدباد شب کردم به دل با سر زلفت فتاد
۲
به یاد گر نمایی با دو دال زلف قد چون الفهر کجا در عشق مظلومیست یابد از تو داد
۳
دور بادا از دو زلفت دست ما سوداییانیا کسی انگشت بر حرف تو نتواند نهاد
۴
گفته بودی چون کنی یادم شود درد تو کمتا چنین کردیم گفتی آن زیادت شد زیاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth