خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدی که بار وعده خود را وفا نکردما را بخویش خواند و بخلوت رها نکرد
۲
بسیار لابه کردم و زاری و بیخودیآن ناخدای ترس در بسته وا نکرد
۳
گر بود در میانه حدیثی چرا نگفتس ور داشت شکوه ای ز من آندم چرا نکرد
۴
رفتم بدان امید که حاجت کند روااز در روانه کردم و حاجت روا نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲