خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاهد باریکبین لبهای باریک تو دیدخواند اللهم بارک آن دم و بر وی دمید
۲
آنکه در خلوت ریاضتها کشیدی سالهاشد ز بویت مست و در میخانهها ساغر کشید
۳
صوفی ما میکند دیوانگیها در سماعآواگر یک عاقلی میکرد و زین می میچشید
۴
پارسا گر بنگرد آن ابروی شوخ از کمینهمچو چشمت بیش نتواند به محراب آرمید
صفحهٔ ۱ از ۲