خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از برگ گل که نسیم عبیر میآیدنسیم اوست از آن دلپذیر میآید
۲
حدیث کوثرم از یاد میرود به بهشتچو نقش روی و لبش در ضمیر میآید
۳
برپخت خون عزیزان عجبتر آنکه هنوزاز خردی از دهنش بوی شیر میآید
۴
ندیدم آن رخ و از غم شدم بر آن در پیرجوان همیرود آنجا و پیر میآید
صفحهٔ ۱ از ۲