خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زآن پیش که جان در تتق غیب نهان بودعکس رخ دلدار در آئینه جان بود
۲
از خواب عدم دیده دل نا شده بیداردر دیده و دل نقش خیال تو عیان بود
۳
آن دم که نبود از دل و جان هیچ نشانیبر چهره عشاق ز داغ تو نشان بود
۴
هر نقش که از کارگاه غیب بر آمدبردیم گمانی که تو آنی نه چنان بود
صفحهٔ ۱ از ۲