شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز خوان وصل تو تا با من گدا چه رسدبه جز جگر به گدایان بینوا چه رسد
۲
البته که پر شکرست آن به هیچ کس نرسیدازان دهان که ز هیچ است که مرا چه رسد
۳
هزار تشنه به آبه لبی چو قطره آبمیان آن همه از قطره بما چه رسد
۴
تو کیستی و من ای دل که جرعه زین جامبصد چو جم نرسد تا من و تا چه رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth