شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان پیشتر که دیده جمال تو دیده بودنقش تو در سراچه دل بر کشیده بود
۲
از سایه پر مگس آزرده شد رختبهر شکر مگر سوی آن لب پریده بود
۳
رخسار زرد عاشق آن رخ به زر خریداو خود چو بندگان دگر زر خریده بود
۴
یوسف بین و حسن مبین کارد در میانآن تیغ غمزه بود که کفها بریده بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth