شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق بر آتش بسوخت دفتر بود و نبوداما آبت فتح قریب سر حقایق گشود
۲
قطره به دریا رسید ابر برفت از میانقطره به دریا رسید ابر برفت از میان
۳
از نفخات بخور کون و مکان در گرفتچون بهم آمیختند آتش و مجمر بعود
۴
در پس آئینه چیست قائل این حرف کیستکآینه با خود نداشت آنچه به طوطی نمود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth