خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید می آید و مردم مه نو میطلبنددید ها طاق خم ابروی او میطلبند
۲
شب قدر و به عیدی که کم آبد بنظرهمه در طرة آن سلسله مو میطلبند
۳
هر طرف سرو قدان چون علم عید روانجای در عید گاه آن سر کو میطلبند
۴
روی در قبله بثان کرده ز ابر و محرابحاجت خود همه از آن روی نکو می طلبند
صفحهٔ ۱ از ۲