شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غبار خاک در او چو در خیال آریدبه نور چشم خود آن نونیا میازارید
۲
گلی که در چمن آرد نسیم پیرهنشچو باد دامن آن گل ز دست بگذارید
۳
گر از خیال نبش نیست دیده را رنگیز نوک هر مژه هنگام گریه خون بارید
۴
اگر چه شت شمردید عقد آن سر زلفبدلکشی رخ او کم ز زلف مشمارید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth