خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قدح بدور لیت پر ز خون دلی داردغمش میاد کز اینسان دلی بدست آرد
۲
زمینه به جرعه بده آب و نخم عشرت کارکه خواجه آن درود از جهان که میکارد
۳
میان زاهد و رندان ز باده دریاهاستدوان دوان سوی ما آمدن کجا بارد
۴
سحر به دفع خمارم چه حاجت ترشیستز چهره محتسب ما چو سر که می بارد
صفحهٔ ۱ از ۲