خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرح به سینه پر غصه بی تو چون آیدکه گر به کوه بسنجم غمت فزون آید
۲
گذشت از غم فرهاد سالها و هنوزصدای ناله اش از کوه بیستون آید
۳
اگر رود ز دل ریش من بگردون دودبسوزد ابر و ازو ژاله لاله گون آید
۴
به بین تفاوت راه ای قبه خشک دماغتراز بینی و ما را ز دیده خون آید
صفحهٔ ۱ از ۲