خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در این ویران سر بیجا کسی منزل نمیگیرداگر گیرد کسی مجنون بود عاقل نمیگیرد
۲
نمیپاشی چرا از مخزن دل اشک گلناریجز این یک میوه باغ زندگی حاصل نمیگیرد
۳
دلم دایم به ترک آرزوی غیر میکوشدچرا پس خود دمی از آرزوها دل نمیگیرد
۴
به آسایش دلم الفت نمیدارد عجب دارمکه این کشتی ز بدبختی به خود ساحل نمیگیرد
صفحهٔ ۱ از ۲