شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۵۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مهره روی تو نه در خورد من مسکین بودچه کند بنده چر تقدیر خداوند این بود
۲
بر نیامد بهوای دل دیوانه خویشز آنکه فرهاد نه مرد هوس شیرین بود
۳
هر که او روی نکو دید و دل از دست ندادنه دلی داشت به هیچ خبری از دین بود
۴
بسکه چشمم ز فراق رخ او اشک فشانددر شب هجر فراغه زمه و پروین بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth