خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مه نامهربان من وفاداری نمیداندبر اهل دل به جز ظلم وستمکاری نمی داند
۲
چو دادم دل بدست او به پای محنت افکندشچه دانستم من بیدل که دلداری نمی دانند
۳
به نزدیک طبیب احوال درد خویش می گفتمولی او چاره این نوع بیماری نمی داند
۴
چه سود از ناله و زاری برین در داد خواهانراکه سلطان حال مسکینان بازاری نمی داند
صفحهٔ ۱ از ۲