شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۵۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی خواهم که کسی با آن شکر لب هم نفس باشدولی هر جا که شیرین ست غوغای مگس باشد
۲
طبیب احوال من پرسید گفتم زلف او دال استگر اهل حکمت است او را همین یک حرف بس باشد
۳
از آن لب گفتم ار بورسی دهی بیش از کنارم دهبگفت این نکته نشنیدی که حلوا باز بس باشد
۴
شنیدم کآن صنم را هست با عشاق دلسوزیولی ز آن گونه دلسوزی که آتش را به خس باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth