شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۵۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نور چشمی تو ما را نظری می‌بایدگر رسد صد نظر از تو دگری می‌باید
۲
باز بنما رخ زیا چو بریدی سر زلفمنقطع شد شب پره سحری می‌باید
۳
به عبادت سخنی گوی که رنجوران رااز شفاخانه آن لب شکری می‌باید
۴
توتیا را نتوانم که ببینم به دو چشمسرمه چشم من از خاک دری می‌باید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth