خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وَرَقِ روی تو عُشّاق نکو میخوانندچون رسد کار به زلفت همه درمیمانند
۲
صورتت صاحبِ معنی ز ملک بدانستلیکن اهل نظرت بهتر از این میدانند
۳
ساعد و دست توام بیم نمایند به تیغتشنه را این همه از آب چه میترسانند
۴
رفتی و ماند خیال دهنت با دلِ تنگچون ندارند اثری هردو به هم میمانند
صفحهٔ ۱ از ۲