شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۵۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر سحر کز سر کوی تو صبا برخیزدعالمی با دل آشفته ز جا برخیزد
۲
که رساند بسر کوی تو خاک تن منمگر این کار هم از دست صبا برخیزد
۳
برنخیزم پس از این از سر کویت هرگزهرکه در کوی تو بنشست کجا برخیزد
۴
فتنه ها خاست از آن زلف که هندوی تو بودتا از آن ترک کماندار چها برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth