شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۵۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر شب که از تو سوخته آه بر کشدزآن أو داغها به رخ ماه برکشد
۲
زلف توأم چو دامن در پاکشان خویشگاهی به خاک ره فکند گاه برکشد
۳
بار فراق خویش چه سنجی به جسم منکس کوه را ندیده که با کاه برکشد
۴
طوبی کشید پیش قدت سر به آسمانخود را چرا بقامت کوتاه برکشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth