شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۵۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کجا ذکری از آن ابروی پرخم می رودگر رود آنجا حدیث ماه نو کم می رود
۲
گوئیا مور سلیمان است خط گرد لبشکانچنان گستاخ بر بالای خانم می رود
۳
دی جدا از همدمان میشد براهی گفتمشحیف ازین عمری که بی باران همدم میرود
۴
دولت دردت چه خوش بودی بغم یکجا مقیملیک چون درد تو می آید ز دل غم می رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth