خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هزار بار فزون ناز او گرم بکشدبرم نیاز که یکبار دیگرم بکشد
۲
به حسرت نظری زآن در چشم صیادمکه باز افکند و چون کبوترم بکشد
۳
ستاده ام ب پرخنده در برابر تیغکه همچو شمع رخت در برابرم بکشد
۴
چه حاجتم بکفن نکهت عبیر چو دوستبه حسرت خط و خال معنبرم بکشد
صفحهٔ ۱ از ۲