خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بار هر دم ز من خسته چرا می رنجدبی گنه می کشد و باز ز ما می رنجد
۲
گفتم آن غمزه چها می کند آمد در جنگبتگریدش که ز عاشق بچها می رنجد
۳
دم زدن نیست مجالم به هوا داری اوکه دل نازکش از باد هوا می رنجد
۴
من همان به که ازین غم نکنم ناله و آهکه چو برگ گل از آسیب صبا می رنجد
صفحهٔ ۱ از ۲