شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۵۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر فروز امشب به طلعت مجلس ای ماه منیرگو بکش خودرا چراغ از رشک وشمع از غم بمیر
۲
شد نهی آن آستان از خاک و چشم ما هنوزپر نمی گردد که بادا خاک در چشم فقیر
۳
میکشم جان محقر پیش موران درتعمر فرما زآنکه باشد تحفة موران حقیر
۴
گر نظیر حال من جونی ببین در زلف و خالمن نظیر خود نمودم کو ترا باری نظیر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth