خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاک راه تر از آن روز که آمد به نظرخواب در چشم من خسته نیاید دیگر
۲
تونیا روشنی دیده اگر داشت چرادید آن خاک قدم در نظر آورد دگر
۳
غم نگنجد به دل از ذوق دهان تو مراصحبت تنگ فتادست مگس را به شکر
۴
تینهای مژه بر خاک درت دادم آبتا کند چشم من از کحل بصر قطع نظر
صفحهٔ ۱ از ۳