خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سودای سر زلف چو زنجیرشدم دیوانه من مجنون چه تدبیر
۲
مریدی قدر این معنی بداندکه روزی کرده باشد خدمت پیر
۳
از آن دارم هوای سرو قدتکه غیر از راستی زرق است و تزویر
۴
بود مأوای پیکان تو جانماگر بر دل زنی ز آن غمزه صد تیر
صفحهٔ ۱ از ۲