خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی چو کعبه ترا صد هزار سر بر درندیده از مژه سیل بار ما تر تر
۲
نگفته نام لب ناز کت به جز جان جاندوباره گفتمش ای عمر رایگان زرزر
۳
ز ناز کی خط نو سر به پیچد از ریحاننوشته بر ورق چهره اشک ما فرفر
۴
کبود و سرخ برآید چو برگ گل از لطفدلت به بر حجرالا سودست در مرمر
صفحهٔ ۱ از ۲