خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می خورد خونم به شوخی شاد و خندان آن پسرشیر مادر می خورد پنداری و مال پدر
۲
تا معلم غمزه اش باشد که آموزد ادبجون ز شاگردست بسیاری معلم شوختر
۳
بازی طفلان به خاک آمد شوم خاک رهشتا کند بازی کنان بر خاک راه خود گذر
۴
چون به نیرش جان دهم سازید مرغی از گلمتا زند بر جای تیر اولم نبر دگر
صفحهٔ ۱ از ۲