خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من گریان چه کنم زآن مژه و غمزه حذرچه یکی نیزه چه صد چون بگذشت آب از سر
۲
گر از آن کیش به باران تو آید تیریسوی صدرش همه گوئیم که فرمای و گذر
۳
هر که پیش تو رود تا بمن آرد خبرتچون ترا دید عجب گر دگر آید به خبر
۴
ای صبا دامن آن زلف چه باشد که کشمرفع کن حاجت ما آمده ایم از پی جر
صفحهٔ ۱ از ۲