شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۶۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست از سوز تو جان را نه گریزسر ندارد ز سر خنجر تیز تو ستیز
۲
ورنه گریز آرزو می‌برم آن سوز زهی آتش‌طبعخاطرم می‌کشد آن تیغ زهی خاطر تیز
۳
گفته‌های زلف کجم دار به دست و مگویماند این هم به همان نکته که کج دار و مریز
۴
نیست شرط ادب ای گرد بر آن در منشینزحمت خود برای باد از آن که برخیز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth