خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیال خال لبش می کنم به خواب هوساگرچه خواب نباید به چشم کس ز مگس
۲
به عرضه داشت نوشتم که خون بنده بریزخطش نمود تقبل لیشه ستاند نفس
۳
سری که پیش تو دارم بر آستان حق استمنم که از همه عالم سر تو دارم و بس
۴
صلای دعوت خوبی بزن که هست امروزخط تو سبزی خوان خلیل و خال عدس
صفحهٔ ۱ از ۲