خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارم من از جهان غم باری همین و بسدر سر خیال روی نگاری همین و بس
۲
ما از بنان موی میان شکر دهانبوسی طمع کنیم و کناری همین و بس
۳
سودای هر کسی زر و سیم است و آن ماسودای بار سیم عذاری همین و بس
۴
بی او به هر چه حکم کند بار می کنیمصبری نمی کنیم و فراری همین و بس
صفحهٔ ۱ از ۲