خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتمش نام تو گفتا از مه تابان پرسگفتمش نام لبت گفت این حدیث از جان بپرس
۲
گفتمش باری نشانی زان دهان با من بگویزیر لب خندان شد و گفت از گل خندان بپرس
۳
گفتمش دلها که دزدید آن همه شب با چراغخال و خط بنمود و گفت اینها ازین و آن بپرس
۴
گفتمش در پای تو غلطان سرم چون گو چراستگفت با زلفم بگو یعنی که از چوگان بپرس
صفحهٔ ۱ از ۲