خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارد به سجده شبها به روی بر زمینیبنگر که نور طاعت می تابد از جبینش
۲
در حسن دارد آنی از لطف هم دهانیچندانکه باز جونی آن هست و نیست اینش
۳
آن لب به آستین ها چون پاک کردینقل و شکر شد آنجا ریزان ز آستینش
۴
از می دانی چراست همدم خال و خطش به لبهاو برخاستند او را بردند عقل و دینش
صفحهٔ ۱ از ۲