خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لاابالی را اگر سامان نباشد گو مباشبتپرستی را اگر ایمان نباشد گو مباش
۲
دیگری گر بر سر جان میکشد خود را رواستمن به جانان زندهام گر جان نباشد گو مباش
۳
کار وصل او اگر آسان برآید دولتیستورنه گر کار دگر آسان نباشد گو مباش
۴
چون نمیخواهم که باشم یک زمان بیدرد اوبا چنین دردی گرم درمان نباشد گو مباش
صفحهٔ ۱ از ۳