خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا بگفت کسان چون قلم مران از پیشکه من از دست تو خواهم گرفت خودسر خویش
۲
چو دل حدیث تو گوید ز دیده خون بچکدرود هر آینه خون چون دهن گشاید ریش
۳
اگر بریش دلم نیش نیز دره نگرددر آن نظاره به حیرت فرو رود سر نیش
۴
بدست غمزه روانتر روانه کن تیریکه صبر آن نکند دل که بر کشی از کیش
صفحهٔ ۱ از ۲