خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به فریاد آمدیم از ناله شبهای خویشپرسشی میکنز رنجوران شب پیمای خویش
۲
با همه خندان لبی بر من بگرید شمع جمعگر برو پیدا کنم این سوز ناپیدای خویش
۳
من که بیقیمت نرم پیش کسان از خاک راهخود فروشیها کنم گر خوانیم مولای خویش
۴
تا به بالای بلندت سر فرو آورده امسر بلندم راستی از همت والای خویش
صفحهٔ ۱ از ۲