خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل چه کند سرو و تماشای باغتا بتوانم از همه دارم فراغ
۲
مجلس ما با تو چه محتاج شمعچون تو نشستی بنشین گو چراغ
۳
سوخته جان همه از داغ و دردجان من از حسرت آن درد و داغ
۴
زاهد خودبین که همه رنگ و بوستبوی تو بشنید به چندین دماغ
صفحهٔ ۱ از ۲