خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوای وصل تو دارد غریق بحر فراقچو تشنه که به آب روان بود مشتاق
۲
شنیده ام که سگم خوانده عفاک اللهمن قیر بدین هم ندارم استحقاق
۳
هزار بار به گرد جهان مه و خورشیدبر آمدند و نظیرت ندید در آفاق
۴
اساس عقل بر افتاد تا به ابرو و چشمبنای حسن نهادی و بر کشیدی طاق
صفحهٔ ۱ از ۲