خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز حسرت خاک شد این چشم غمناکبه خاک ار پا نهی باری برین خاک
۲
نکر آموخت آن چشم از تو شوخیچه زود استاد شد شاگرد چالاک
۳
معلقها زند از شادی آن صیدکه آویزی پس از بسمل به فتراک
۴
چو از رخ خوی به دامن پاک سازیشود پاکیومتر آن دامن پاک
صفحهٔ ۱ از ۲