خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرچه دور بود از تو مه به صد فرسنگدهان نو به شکر نسبتی است ننگا ننگ
۲
پوش رخ که غلو کرد خط زنگارینچو دور شد ز نظرها بگیرد آینه زنگ
۳
به راه عشق گرت پای بشکند صوفیزگشت کوی بتان تا سرت به جاست ملنگ
۴
از اشک جمله تنم سرخ ساخت مردم چشمچنانکه رنگرزان را به دل خوش آبد رنگ
صفحهٔ ۱ از ۳