شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۶۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای زنگیان زلف ترا شاه چین غلامآئینه دار حاجب رویت به تمام
۲
شد روشنم که منزل سرو است جویبارکز چشم من نمی رود آن سرو خوش خرام
۳
دل انتظار وعده وصل تو میکشدمسکین دل شکسته که دارد خیال خام
۴
جانم به لب رسید چو زلف تو بگذردآید به لب هر آینه چون بگذرد ز کام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth