خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بحمدالله که دیگر بار، روی دوستان دیدمچو بلبل میکنم مستی که باغ و بوستان دیدم
۲
من آن مرغ خوش الحانم که بیرون از قفس خود رابه اقبال بهار ایمن ز تشویش خزان دیدم
۳
فلک گر تافت روی مهر و بر گردید از یاریفراموشم شد آن، هر دو چو یار مهربان دیدم
۴
شب قدری که می جستم به خواب و روز نوروزیچو آن رو دیدم و آن موهمین دیدم همان دیدم
صفحهٔ ۱ از ۲