خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر آمد جان ز شوق آن دهانمبر آوردی به هیچ ای دوست جانم
۲
گریبانم ز دست خود چه دوزیه از دست تو بازش می درانم
۳
ز تو می پرسم و می گویم از شوقسخن می گویم و در می چکانم
۴
چو در گفتار می آری لب خویششکر می چینم و جان می فشانم
صفحهٔ ۱ از ۲