خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان دارم و دل دارم سر دارم و زر دارمگر از تو رسد فرمان دل از همه بر دارم
۲
تو عمر منی زآن وجه من بی تو نخواهم جانتو چشم منی زآن رو من با تو نظر دارم
۳
من هیچ نمی مانم با زاهد خشک امااو دامن تر دارد من دیدهٔ تر دارم
۴
از آه سحر صوفی بزدای دل تیرهکاین آینه روشن من از آه سحر دارم
صفحهٔ ۱ از ۲