خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل برفت از دست ما تنها نه دل دلدار همسینه از داغ جدانی خسته و انگار هم
۲
آخر آمد روز وصل و روزگار عیش نیزچشم خوابانید بخت و دولت بیدار هم
۳
گر بگویم پیش باران درد بی باری خویشبر من بیدل بگرید بار هم اغیار هم
۴
بیوفانی بین کزو جز پرسشم امید نیستخاطر باری نمیجوید بدین مقدار هم
صفحهٔ ۱ از ۲