خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قدحی بیار ساقی که ز توبه شرمسارمسر آن ندارم اکنون که به زهد سر درآرم
۲
من از آن میی که خوردم ز ازل به یاد لعلتبه دو چشم نیممستت که هنوز در خُمارم
۳
نروم به طعن دشمن ز درت به هیچ پانیکه سری نهادم اینجا که به تیغ بر ندارم
۴
به نظاره گلستان جمال اور چو نرگسهمه چشم باشم آن دم که ز خاک سر بر آرم
صفحهٔ ۱ از ۲