شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۷۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما درین شهر به دام صنمی در بندیمکه به دشنام ازو شاد و به غم خرسندیم
۲
در غم فرقت او ناله کنان با دل ریشگه گهی زار بگرییم و گهی می خندیم
۳
همچو پرگار ز باریم جدا سرگردانتا درین دایره کی باز به هم پیوندیم
۴
از دل سوخته ما چه خبر دارد شمعبیش ازین نیست که در گریه به هم مانندیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth